محمد رضا لاهورى
71
مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى )
اشارت است به آيهء : « قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ » « 1 » خطاب است به طاوس و مار و آدم [ ع ] و حوّا [ ع ] كه از بهشت برآييد . قوله : [ ما عيال حضرتيم و شيرخواه ] * گفت الْخلق عيال للإله . عيال ، شخص محتاج باشد به آن شخص . پس عيال بودن ، يعنى محتاج بودن است . عن انس و عبد اللّه قال ، قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « الخلق عيال اللّه فأحبّ الخلق الىّ من أحسن عياله « 2 » . » ترجيح نهادن شير جهد را بر توكّل و تسليم تقسيم جهد و توكّل چه مناسب افتاده . جهد و كسب معنوى است به جانب شير تا مشعر باشد بر اين مدّعا كه شيرمردان از راه كمال قدرت و قوّت ، در راه دين كمر به اجتهاد بندند . و توكّل به ساير نخچيران آنكه ، امر و ضعف را در اين امر كار نفرمايند . گويا تنبيه است بر آنكه در كار مجاهده ، شير بيشه باش نه شغال انديشه . قوله : خواجه چون بيلى به دست بنده داد * بىزبان معلوم شد او را مراد بيل به دست دادن ، عبارت است از آلات كسب عطا فرمودن مر بندگان را ؛ مثل عقل صحيح و حواس سليم و جوارح . پس بنده كه اينها را كار نفرمايد ، چندين آلات قدرت را ضايع كرده و چندين اشارات و عبارات مراد خواجه را فهم نكرده باشد و مستحقّ تقريع و توبيخ گردد . چون منافقان [ كه ] گوش بر استماع و چشم بر مشاهده نگماشتند ، « صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ » « 3 » در شأن ايشان نازل شد . قوله : [ دست همچون بيل اشارتهاى اوست ] * آخرانديشى عبارتهاى اوست يعنى ، انديشهء آخر كار بر فكر تو جائز نشود . در معنى عبارتى است از انشاء حق كه سواد چشم باطن تو بدان روشن نمىشود .
--> ( 1 ) البقرة ( 2 ) آيهء 36 : « گفتيم : پايين رويد ، برخى دشمن برخى ديگر . » ( 2 ) نك : احاديث مثنوى ؛ صص 10 ، 22 ، 72 [ با اندكى تفاوت ] . « خلق عيال خداوندند ؛ محبوبترين خلق نزد من آن كسى است كه به عيال خويش نيكى كند . » ( 3 ) البقرة ( 2 ) آيهء 18 : « كرانند ، لالانند ، كورانند ، و بازنمىگردند . »